سوال مشابه با آن را می‌توان اینگونه بیان کرد. چرا بایدتولید محتوا کنیم؟ نوشتن چه کمکی به ما می‌کند؟

در روزگاری که وقایع، پیوسته و به سرعت در حال روی دادن است. افراد روزانه با هزاران پیام، حرف، تبلیغات، خبر و … مواجهه می­‌شوند، فرهنگ شفاهی دیگر جوابگو نیست. اگر جایی خودمان حرفه مان، شغل و دلبستگی هایمان را ثبت نکنیم زیر خروارها اتفاق دفن وگم می‌­شویم.

نوشتن که بستر تولید محتواست (من می­گویم مادر تولید محتوا) باعث دیده شدن و ثبت شدنمان می­­‌شود. وقتی می­‌نویسیم فریاد می­‌زنیم که ما هستیم. ما در حال نفس کشیدنیم. ما محق دیده شدن هستیم.

وقتی بتوانیم محتوا تولید کنیم، می­‌توانیم تبلیغات خوب هم بنویسیم. تبلیغات چیزی جز نوشتن خلاقانه نیست.وقتی خوب بنویسیم می­‌توانیم ویدئو و پادکست های قوی­تر بسازیم. ویدئو و دیالوگ چیزی جدای از نوشتن نیست.

در نوشتن انرژی تولید می شود. از نظر من فرایندی انرژی بر نیست بلکه تخلیه هیجانات ایده ها و خلاقیت های ماست. بیهوده نیست که روانشناسان تاکید زیادی بر نوشتن وسواس های فکری، خشم و عصبانیت های ما دارند.

وقتی می­‌نویسیم روند نوشتن و تولید محتوای خود را در بلند مدت می‌­توانیم ببینیم. روزهای اولمان را با روزهای بهترشدنمان مقایسه کنیم و توسعه و رشد فردی خودمان را به عینه متوجه شویم. نوشتن و تولید محتوا هیچ نفعی هم نداشته باشد، هیچ درآمدی هم نداشته باشد، کمترینش همان توسعه فکری و رشد فردیمان است.

وقتی که می‌­نویسیم یعنی مسئول کلمه هایمان هستیم به آنها تعهد داریم. بیخود نیست که آنه کلاوسر در کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد می­گوید بنویسید، وقتی که می نویسید به خودتان قول می­دهید تا به آن چه نوشته اید پایبند باشید و برای نوشته هایتان ارزش قائل می‌شوید.

وقتی شروع به تولید محتوا می­‌کنیم و آن را نشر می­‌دهیم، خودمان را در معرض نقد و قضاوت ها و سوالات دیگران قرار می­‌دهیم. همین کافیست تا شروع به تراشیدن،  اصلاح خودمان، طرز فکرمان  و حرفهایمان کنیم تا محتواهای بعدیمان پرمایه تر و غنی تر باشد. چه توسعه فردی ازین بالاتر.

وقتی تولید محتوا می­‌کنیم. وقتی می‌­نویسیم. وقتی شروع می­‌کنیم به در دست گرفتن قلممان. میبینیم که هیچ بلد نیستیم. اولین تلنگر و بزرگترین معلمان می­‌شود همین نیروی نوشتن که به ما می‌گوید چیزی بلد نیستی. تو باید فکر کنی و قبلتر از آن باید مطالعه کنی تا از میان مطالعات و خوندان هایت بتوانی کمی هم بنویسی و تولید محتوا بکنی. ما را وادرا به مطالعه می­‌کند بدون هیچ زور و تنبیهی. تنها ابزارش یادآوری نا آگاهی ها و بلد نبودنمان است. خواندن دوقلوی جدانشدنیه نوشتن است. چه توسعه فردی ازین بالاتر.

وقتی می‌­خواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم باید شروع به نوشتن کنیم از بین انبوه نوشته ها دیده شویم همین در نهایت باعث ساخته شدن برند شخصیمان می‌­شود و  مسیر رشدمان از آنجا شروع می گردد. نوشتن اعتماد می‌آورد، احترام می‌آورد. مطمئنا اگر کسی شما را بشناسد راحت‌تر با شما ارتباط برقرار می‌کند و خیلی راحت‌تر اعتماد می‌کند.

برای نوشتن و تولید محتوا نیاز به ابزارهاییست تا بتواند ما را متعهد به راهمان نگه دارد شاید یکی ازین راهها وجود گروهی است که همه به تولید محتوا و نوشتن علاقه دارند.گروهی که عضویت در آن دلیل  نوشته‌هایم است...