خیلی از جنبه های زندگی قابل پیش‌بینی نیست. و از اتفاقات آینده بیخبرِ بیخبریم.
یک جاهایی ممکنِ ابهام همه زندگی رو بگیره.
یک روزهایی ممکن فرصتی برامون پیش بیاد یا فرصتی از دست بره.
یک روزهایی اگر به فکر نباشیم ممکن منفعلانه زندگی کنیم.
یک روزهایی اگر برنامه روتین نداشته باشیم تمام اون روز رو به فنا می‌دیم. و از همه جا هم شاکی می‌شیم.

یک روزی از همین روزها هم، من از کجا می‌دونستم، خیلی اتفاقی و بدون دخالت کسی یا چیزی ممکنِ گوشیم از کار بیفته.
از کجا می‌دونستم که قراره گوشی من از روی میزی به زمین بیفته و جان به جان آفرین تسلیم کنه. البته هنوز امید دارم که بشه درستش کرد و با تنفس مصنوعی، چیزی به زندگی برش گردوند.

کار درستی که انجام داده بودم دو سه هفته قبل‌تر فایل های گوشی رو خالی کرده بودم و چیزی برای از دست دادن نداشتم، جز هزینه خرید یک گوشی. و این خودش امتیاز بزرگی بود.
خیلی از آدمها رو دیدم که میگن پولش مهم نیست اطلاعات داخلش هست که اونو با ارزش می‌کنه.

یکی از کارهایی که ممکنه مارو ازین ابهام دربیاره؛ از قبل به استقبال مسائل رفتن هست.

اینکه وابستگی زیاد در هر شرایطی ممکنه ضرباتی وارد کنه. من مثل خیلیای دیگه به گوشی وابسته هستم اما ریسک ناشی از وابستگی رو با این قبیل کارها کم کردم.